دلنوشته

گاهی حرف هایی هست که در گلویت میماند،حرف هایی برای نگفتن... . بغض میکنی ، اذیت میشوی ، میبینی که نمی توان آن ها را با هر کسی در میان گذاشت، این جور حرف ها را اینجا حک میکنم!

دلنوشته

گاهی حرف هایی هست که در گلویت میماند،حرف هایی برای نگفتن... . بغض میکنی ، اذیت میشوی ، میبینی که نمی توان آن ها را با هر کسی در میان گذاشت، این جور حرف ها را اینجا حک میکنم!

۶ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

1.ترجمه ی آیه ای از سوره ی بقره را می خوانم که:
کسانى را که ایمان آورده ‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏ اند مژده ده که ایشان را باغهایى خواهد بود که از زیر [درختان] آنها جویها روان است هر گاه میوه‏اى از آن روزى ایشان شود میگویند این همان است که پیش از این [نیز] روزى ما بوده و مانند آن [نعمتها] به ایشان داده شود و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند (25)



2.و در دل مزمزه می کنم این را که :
عبادتی که به قصد چنین بهشتی انجام پذیرد، عبادت نیست. ایمانی که از خواندن چنین جملاتی حاصل شود به درد جرز لای دیوار می خورد . معامله با خداست... دلالی ست ... معاوضه نماز شب با حوری است.... روزه گرفتن برای مزه کردن میوه ی آبدار بهشتی ست... . این تاجران مومن نما با افرادی که گرایشات اومانیسیتی و خودخواهانه و انسان محورانه و لذت محورانه دارند تفاوتشان دردو چیز است . اول این که این ها به غایت حریص ترند. لذت محدود دنیایی را بیخیال می شوند چون در بهشت متعفنی که برای خود ساخته اند، خالدند! چون کاباره ی بهشتی حوری هایی دارد که قامتشان چونان سرو است و کاباره ی تایلندی پر است از قد کوتاه های شرق آسیایی!  و فرق دومشان این است که اومانیست ها سر جهان سومی ها کلاه می گذارند ، فوقش به طبیعت صدمه میزنند، (که البته ، خیلی وقت است که بر اساس همان دیدگاه های اومانیستی (و نه به دلایل معنوی) خودشان فهمیده اند که بیشتر از اینها باید مراقب طبیعت باشند.) اما این تاجران آخرت گرا دارند سر خدا کلاه میگذارند!



3.و رو می کنم به دوستم و همین حرف ها را تکرار می کنم. و او می گوید شاید این ها تنها مثالی باشد از لذاتی که برای تو قابل در ک است. اگرچه حقیقتا" این لذات برایم قابل درک نیست و بسیار خرسند می شدم اگر بهشت ...! ولش کن! بیا آیه ی بعدی را بخوانیم:

 خداى را از اینکه به پشه‏ اى یا فروتر [یا فراتر] از آن مثل زند شرم نیاید پس کسانى که ایمان آورده‏ اند مى‏دانند که آن [مثل] از جانب پروردگارشان بجاست ولى کسانى که به کفر گراییده‏ اند میگویند خدا از این مثل چه قصد داشته است [خدا] بسیارى را با آن گمراه و بسیارى را با آن راهنمایى میکند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمیکند (26)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۲ ، ۲۳:۳۵
msa

به تو می نویسم ای غریبه!

 یادت هست گفتمت روسپی؟! یادت هست گفتی بی ادب؟!

یادت هست خواستی بشکنی ام؟! یادت هست نتوانستی؟!

یادت هست گفتی منتظر یک معجزه ام؟! یادت هست گفتم معجزه را خودت باید بیافرینی؟!

یادت هست گفتمت قرآن بخوان؟! یادت هست گفتی می خوانم؟!

یادت هست گفتی شازده کوچولو بخوان؟! یادت هست گفتم می خوانم؟!

یادت هست گفتمت ساده نباش به چشم کالا میبینندت؟! یادت هست گفتی چشم؟!

آنطور که پیداست تو وفای به عهد کردی! حال نوبت من است! شازده کوچولو را شروع کردم غریبه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۲ ، ۰۱:۰۰
msa
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۲ ، ۱۹:۱۲
msa

خاطره ات را دادم به باد
خاطره ی آن نوازش های خیالی
خاطره ی تصور آغوش گرمت
خاطره ی بوسه های پنهانی
خاطره ی تصور صدای سردت
خاطره ی تصور عشق تو
خاطره ات را دادم به باد
ای خواستنی ترین خواسته ام
و من اکنون سختم و تنها
سختم و سخت می مانم
این را می نویسم که یادم بماند
روزی عشق در رگهایم جریان داشته
می سپارمت به باد
می سپارمت به یاد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۲ ، ۰۰:۰۱
msa

این ها کفر نیست. اثبات این است که چرا در این دنیا فقط یک نفر امتحان می شود.
یک جمله ی معروفی هست که می گوید عدالت به معنی برابری نیست. مثلا" همین موضوع یارانه ها. می گویند برای برقراری عدالت، باید یارانه ها برابر توزیع نشود. فقرا سهم بیشتری بگیرند و ثروتمندان سهم کمتر.


1.اما من فکر میکنم بحث عدالت در مورد خدا کاملا" با این موضوع فرق دارد. به نظر من خدای عادل، خداییست که از همه چیز را برابر توزیع کند. زیبایی را، توانایی را، ژنتیک و مکان و زمان را، هر کدام را برابر توزیع کند.


2.حالا می گویند خب این اقتضای دنیاست. همه چیز در تضاد معنی می شود. گرمی در برابر سردیست که معنی می یابد و زیبا در برابر زشت.
ببخشید ها! این استدلالتان اصلا" قابل قبول نیست. چه معنی دارد خداوند دنیایی خلق کند که عدالت در آن قابل تحقق نیست و نام خودش را هم بگذارد خداوند عادل خیرخواه دانا!


3.حالا یکسری بر می گردند می گویند. ببند دهانت را! کفر می گویی؟! آخرتی هست و خدا خودش خوب می داند چه کار می کند. در آخرت همه ی آن کمبود ها جبران می شود. کسی که از ژنتیک برتری برخوردار بوده و استفاده نکرده، آن دنیا بیشتر بازخواست می شود.
من سوال دیگری دارم. دخترک فقیری را در نظر بگیرید در آفریقا! نه! اصلا" در همین تهران کثیف خودمان. این زشت سیاه کثیف متعفن بی پدر و مادر فقیر بی بهره از هر آنچه هم و سن سالانش دارند، سر جبر تحمیلی،... نه! اصلا" سر خریت خودش می رود فاحشه می شود. بدکاره می شود. دزد می شود. خلافکار می شود. حالا این دخترک، آن دنیایش چه طور خواهد بود؟ مگر نه اینکه برای همیشه در آتش دوزخ خواهد بود؟! (در آتش دوزخ خواهد بود چرا که در همان شرایط هم می توانست، خودش را، حیایش را و عزتش را حفظ کند، اما نکرده!)


4.سوال من اینجاست. این مادر مرده، چرا باید هم در دنیا و هم در آخرت کوچک ترین لذتی را تجربه نکرده باشد؟ حال آن که دخترکی دیگر ممکن است به همان عذاب دچار شود اما حداقل در دنیا لذتی تجربه کرده باشد.


5.آری! عدالت محقق نیست مگر این که فقط یکی از ما مورد امتحان خدا باشیم و بقیه تنها بازیچه! تنها سایه! واضح نیست؟! اندکی با خودت فکر کن!


6.حالا فهمیدی چرا مرتب شک می کنم که اصلا" شما وجود داشته باشید؟!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۲ ، ۰۲:۱۴
msa

لطفا" بعد از خواندن داستان، نظرتان و برداشتتان را انعکاس دهید.

دریافت
حجم: 427 کیلوبایت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۲ ، ۰۲:۲۹
msa