دلنوشته

گاهی حرف هایی هست که در گلویت میماند،حرف هایی برای نگفتن... . بغض میکنی ، اذیت میشوی ، میبینی که نمی توان آن ها را با هر کسی در میان گذاشت، این جور حرف ها را اینجا حک میکنم!

دلنوشته

گاهی حرف هایی هست که در گلویت میماند،حرف هایی برای نگفتن... . بغض میکنی ، اذیت میشوی ، میبینی که نمی توان آن ها را با هر کسی در میان گذاشت، این جور حرف ها را اینجا حک میکنم!

داستان اسنپ و تپسی و این مسخره بازیها

جمعه, ۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۵۰ ب.ظ

راستش را بخواهید وقتی موقع خرید غذا از سایت زودفود، تبلیغات اسنپ را دیدم، فکر نمیکردم حدود یک و نیم سال بعد روزی را ببینم که این کسب و کار تخیلی اینقدر خوب جا افتاده باشد. به نظرم در کنار تمام عوامل مدیریتی و بازاریابی و توجه به جزئیات جور و واجور، نقش توافق هسته ای را نمی توان توی سرعت جا افتادن کسب و کار تاکسی های اینترنتی نادیده گرفت. با تحریک اپراتورها و در مدت کوتاهی بعد از توافق هسته ای، کمپانی های بزرگی مثل هواوی، اریکسون، نوکیا و زد تی ای توانستند شبکه های اینترنت نسل چهارم تلفن همراه (که ورژن متفاوتی از آن توسط بعضی اپراتورها با نام نسل چهار و نیم و توسط بعضی دیگر با نام درستِ تی دی دی ال تی ای هم تبلیغ می شود.) را به طور وسیع در ایران پیاده سازی کنند.
در مورد اینترنت همراه و نسل چهارم و نسل پنجم و غیره و غیره، باید توی یک نوشته ی مجزا صحبت کنم. عجالتن می خواستم چیز دیگری بگویم.
احتمالن در مورد اعتراض صنف آزانسی ها در مقابل مجلس شنیده اید. من که شاید از تکونولوژی (به زور) همین مشتق و انتگرالش را فهمیده باشم صلاحیت این را ندارم که در مورد این موضوع صحبت کنم. خاصه که محمدرضا شعبانعلی (اینجا)، امیر تقوی (اینجا) و صدرا علی آبادی (اینجا) ازش صحبت کرده اند. اما چون من خیلی پر رو هستم و چون فکر می کنم توی یکی از مباحث مطرح ذیل این موضوع زاویه دید دیگری دارم که توی حرف های ایشان نتوانستم ببینمش، چند کلمه ای می نویسم.
آیا باید از تپسی و اسنپ استفاده کنیم؟
جواب کوتاه من: تنها در یکی از این دو حالت می توانیم این کار را بکنیم: 1. تخفیف بسیار بسیار خوبی بدهند طوری که مطمئن شویم دارند از جیب خودشان چیزی میگذارند. 2.مجبور باشیم؛ پول نداشته باشیم؛ تاکسی گیرمان نیاید و موارد مشابه.
جواب بلند من: اجازه دهید به این سوال در قالب بررسی یک مسئله ی بزرگتر پاسخ دهم. عدالت مهم تر است یا رفاه؟ تورم پایین اولویت دارد یا رشد اقتصادی؟
واقعیت این است که آنچه انسان را آزار میدهد، احساس فقر است نه خود فقر. به شخصه فکر میکنم هر انسانی اگر از اینترنت و تلویزیون دوری کند و سطح رفاهش تقریبن مشابه اطرافیانش باشد، دغدغه ی فقر نخواهد داشت (حتا اگر با معیارهای ما فقیر به حساب آید). با این فرضیات احتمالن می توانید حدس بزنید که به نظر شخصی من عدالت در جایگاه بالاتری نسبت به رفاه می ایستد. به هر حال برای رشد و توسعه باید گاهی از عدالت عقب نشینی کنیم. مساوات خمودگی می آورد. اما من فکر می کنم آن جا که حرص و طمع بشری با سودای رفاه دارد عدالت را ذبح می کند، باید بایستیم و از خودمان بگذریم. از چهار هزار تومان پول توی جیبمان بگذریم و اجازه ندهیم این حجم عظیم از پولی که دارد توی خدمات حمل و نقل عمومی بین اقشار مختلف رد و بدل می شود، به دست یک یا دو کمپانی بزرگ توزیع شود.
اگر بخواهم صادق باشم، من توی این موضوعات کمی افراطی فکر میکنم. به نظر من اگر موتور جست و جوگر نسبتن خوبی میشناسیم، اخلاقی نیست که جست و جوهایمان را از طریق گوگل انجام دهیم. درست نیست که موتور گوگل را با جست و جوهایمان هر روز بیشتر تِرِین کنیم و به بقیه اجازه ی رشد ندهیم.
اگر معلم خصوصی خوبی می شناسید، به نظر من غیر اخلاقی ست اگر بروید و فیلم آموزشی تدریس خصوصی فرد دیگری را بخرید. حتا اگر آن فیلم کمی بهتر باشد.
اساسن توی دنیای امروزی که همه چیز دارد زیادی متمرکز و منسجم می شود، یکی از وظایف ما پخش کردن است. باید پخش کنیم. آموزش را، دانش را، رفاه را، ثروت را، درد را. همه چیز را باید پخش کنیم. انحصار و تمرکز مخصوصن اگر مدت دار نباشد، چیز بدی ست جان شما. مرگ بر انحصار و تمرکز همیشگی.

پی نوشت نامربوط: دارم مقدمات جا به جایی از اینجا را فراهم میکنم. هنوز باید کمی ضرب و تقسیم انجام دهم تا مطمئن شوم. ولی احتمالن بعد از عید از بیان خواهم رفت.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۰۶
msa

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی